تاریخ: ۱۲ دی ۱۴۰۱ - ۱۱:۴۲

کلید موفقیت در دستان طلا

به گفته‌ی تحلیلگران عوامل زیادی همچون برخی از رویدادهای ژئوپلیتیک می‌تواند بر قیمت طلا تأثیر بگذارد؛ حال باید دید طلا در کارنامه‌ی عملکرد خود چه دارد.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی طلا و ارز، سایت خبری-تحلیلی «goldseiten.de» در یادداشتی با تحلیل و بررسی نوسانات قیمت فلز زرد گرانبها در مورد سناریوی آن در آینده اینگونه نوشت: 
در بازه‌ی زمانی ژانویه ۱۹۹۹ تا ابتدای دسامبر ۲۰۲۲، قیمت طلای محاسبه‌شده بر حسب دلار آمریکا به طور متوسط ​​سالانه ۸.۳ درصد افزایش یافت که بر حسب یورو ۸.۸ درصد محاسبه شد. 
همانطور که شکل زیر به وضوح نشان می‌دهد، قیمت طلا طی دوره‌ی مورد بررسی از یک روند صعودی به وضوح قابل تشخیص پیروی کرد. با این حال، هر از چند گاهی با نوسانات قابل توجهی مواجه می‌شد که قیمت‌ها را در مقاطعی برای سرمایه‌گذاران کاهش داد. برای مثال، دوره‌ی از اکتبر ۲۰۱۲ تا ژانویه ۲۰۱۶ را باید در اینجا در نظر گرفت.

اخیراً کاهش قیمت محسوسی نیز مشاهده شده است: از ابتدای مارس ۲۰۲۲، قیمت طلا از ۲۰۵۶ دلار در هر اونس در ۳ نوامبر ۲۰۲۲ به ۱۶۲۸ دلار در اونس کاهش یافت که بیانگر حدود ۲۱ درصد کاهش است. با توجه به حجم «اخبار منفی» – مانند بحران در اوکراین، خطرات اقتصادی فزاینده و تنش‌های ژئوپلیتیکی، تورم بالا – رشد قیمت طلا احتمالاً برای بسیاری از سرمایه‌گذاران کاملاً تعجب‌آور بوده و سوالات بی‌شماری را برانگیخته است: آیا قیمت طلا نباید در سال گذشته افزایش می‌یافت. در چنین محیطی چه چیزی پیرامون طلا روی خواهد داد؟ از تحولات اخیر قیمت طلا چه می‌توان آموخت؟
آنچه اخبار بد برای طلا به ارمغان می‌آورد
برخلاف آنچه اغلب تصور می‌شود، قیمت طلا واکنش مکانیکی نشان نمی‌دهد؛ به این معنا که رسیدن «خبر بد» (یعنی اخباری که به عنوان «منفی» طبقه‌بندی می‌شوند) لزوماً باعث افزایش فوری قیمت طلا نمی‌شود. این امر می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. به عنوان مثال، می‌توان تصور کرد که قیمت طلا پیش از اعلام «اخبار» واکنش نشان داده باشد و رسیدن خبر دیگر تأثیری بر آن نداشته باشد. اگر قیمت طلا در حال حاضر در سطح بالا (گران‌تر) باشد، عدم واکنش محتمل‌تر به نظر می‌رسد.
همچنین می‌توان تصور کرد که رسیدن «خبر بد» می‌تواند واکنش‌های بسیار متفاوتی را در بین سرمایه‌گذاران ایجاد کند. به عنوان مثال، خبر وقوع ناگهانی جنگ می‌تواند طلا را تحت تأثیر قرار دهد و به افزایش قیمت آن منجر شود. اما در عین حال، این خبر می‌تواند ترجیح نقدینگی بازیگران بازار را نیز به شدت افزایش دهد. در این مورد، سرمایه‌گذاران می‌خواهند سریعأ همه چیز را نقد کنند و بدین ترتیب سهام، اوراق قرضه – و همچنین طلا را می‌فروشند و طبیعتأ قیمت طلا کاهش می‌یابد. از طرف دیگر، با افزایش شک و تردیدها در مورد ارزش دلار، یورو و سایر ارزهای کلیدی، تقاضا برای طلا به شدت افزایش می‌یابد و باعث افزایش سریع قیمت طلا خواهد شد.

در این زمینه، علاوه بر آنکه مهم است که سرمایه‌گذاران چگونه «اخبار بد» را ارزیابی می‌کنند، نحوه‌ی طبقه‌بندی طلا نیز حائز اهمیت است: به عنوان یک کالا (مانند نفت، آهن، گندم)، به عنوان یک دارایی (در یک ردیف با سهام، اوراق قرضه، خانه) یا به عنوان پول (رقیبی برای دلار آمریکا و یورو). چگونگی تصمیم‌گیری در اینجا احتمالاً می‌تواند به ویژه با تجارب زندگی که بازیگران بازار به دست آورده‌اند توضیح داده شود. برای مثال، سرمایه‌گذارانی که «تجربه‌هایی بد» با تورم داشته‌اند، نسبت به سرمایه‌گذارانی که در شرایط پولی باثباتی زندگی کرده‌اند، طلا را در چنین محیطی به‌عنوان «پناهگاه امن» ارزشمندتر می‌بینند.
همچنین مهم است که از نظر سرمایه‌گذار چه جایگزین‌هایی برای طلا وجود دارد. به عنوان مثال، آیا سهام و/یا املاک و مستغلات مناسب‌تر از محافظت بهتر در برابر تورم هستند؟ یا از منظر سرمایه‌گذار نگهداری واحدهای کریپتو به جای طلا سودمندتر است؟ علاوه بر این، ظهور نوآوری‌های مالی – مانند صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) – می‌تواند شایستگی‌های موقتی را که سرمایه‌گذاران به طلا نسبت می‌دهند، به طور قابل توجهی تغییر دهد و بر این اساس قیمت نسبی آن را تحت تأثیر قرار دهد – و در نتیجه بر واکنش قیمت طلا نسبت به نشر اخبار جدید نیز اثر بگذارد.

حتی همین ملاحظات اندک نشان می‌دهد که تقاضای طلا چیزی غیر از مقادیر ثابت و قابل پیش‌بینی دقیق است. حتی با فرض اینکه عرضه‌ی طلا ثابت و قابل پیش‌بینی بود (که معمولاً اینطور نیست)، تغییرات در تقاضای طلا می‌تواند باعث نوسانات قابل توجه قیمت طلا شود. یک پیچیدگی دیگر این است که امروزه بازار فیزیکی طلا به معنای واقعی کلمه تحت‌الشعاع بازار موسوم به «بازار طلای کاغذی» قرار گرفته است، به ویژه در قالب معاملات مشتقه‌هایی مانند معاملات آتی طلا و اختیار معامله(آپشن) طلا.
به عنوان مثال، اگر سرمایه‌گذاران موقعیت‌های آتی طلا را جایگزین مناسبی برای موقعیت‌های فیزیکی طلا ببینند، بازار آتی طلا نیز می‌تواند نقش عمده‌ای در تعیین قیمت فیزیکی طلا ایفا کند. به علاوه، قیمت این فلز درخشان، حتی اگر نه به طور کامل و دائمی، حداقل برای یک دوره زمانی، می‌تواند از اصول فیزیکی بازار جدا شود.
آنچه در چشم‌انداز آتی طلا خواهیم دید
طلا دارای یک کارنامه‌ی طولانی و متقاعدکننده است: طلا همیشه با تاریخ بشر ارتباط نزدیکی داشته و به ویژه، همیشه به عنوان پول در خدمت مردم بوده است. دانش عملکرد ذخیره‌سازی پول و ارزش طلا هنوز عمیقاً در بسیاری از فرهنگ‌های جهان ریشه دارد که در تقاضای رو به رشد بسیاری از مردم در سراسر جهان برای اهداف سرمایه‌گذاری و بیمه آشکار می‌شود. و دقیقاً همین انگیزه‌ی تقاضای طلاست  که به احتمال زیاد سبب می‌شود تا این فلز گرانبها حتی بیش از گذشته مورد توجه باشد. اما واقعأ چرا؟
قابل پیش‌بینی است که سیستم پولی ناامن جهانی (یک سیستم پولی واقعی) بیش از پیش نامتعادل شود. بدهی عظیم جهانی – در سه ماهه‌ی سوم سال ۲۰۲۲ بدهی جهانی ۲۹۰ تریلیون دلار یا ۳۴۳ درصد تولید اقتصاد جهانی بود – علاوه بر آنکه منجر به افزایش انگیزه‌های سیاسی می‌شود، تورم (بالا) برای تامین مالی دولت و تجمیع بدهی‌ها را بیشتر و بیشتر مورد استفاده قرار می‌دهد: اگر نرخ بهره پایین نگه داشته شود، نرخ بهره واقعی (یعنی نرخ بهره اسمی منهای تورم) در محدوده‌ی منفی باقی می‌ماند و بدین ترتیب قدرت خرید پول را کاهش می‌دهد.

اما این تمام ماجرا نیست. سیستم پول فیات نیز همچنان که باعث ایجاد بحران می‌شود، تخصیص نادرست سرمایه و مصرف بیش از حد را نیز رقم می‌زند. این می‌تواند برای مدت معینی خوب پیش برود، اما در نهایت باید به یک «پاکسازی بحران» ختم شود. و هر چه اصلاح تحولات نامطلوب بیشتر به تعویق بیفتد (با یک سیاست پولی «مبارزه با بحران» یا با حمایت دولت از اقتصاد)، بحران بیشتر و شدیدتر خواهد شد. در آن زمان، قدرت خرید پول به شدت آسیب خواهد دید: چرا که زمانی که رکود اقتصادی تهدید می‌شود، معمولاً سیاست تورمی کمترین ضرر تلقی خواهد شد.
حتی اگر پیش‌بینی تقاضا برای طلا و در نتیجه قیمت طلا در کوتاه‌مدت و میان‌مدت دشوار یا غیرممکن باشد، نوسانات قیمت طلا نباید سرمایه‌گذاران را منصرف کند، به خصوص، در محیطی که مشکلات فزاینده در سیستم بین‌المللی پول فیات موج می‌زند.
نگهداری طلای فیزیکی (نقره نیز باید در اینجا ذکر شود) راهی برای فرار سرمایه‌گذار از افول تهدید‌کننده‌ی قدرت خرید پول و عدم پرداخت احتمالی است.
آنچه همواره مورد توجه سرمایه‌گذاران قرار دارد این است که ارزش مبادله‌ی طلا و نقره را نمی‌توان با اقدامات سیاست پولی کاهش داد. علاوه بر این، برخلاف سپرده‌های بانکی یا وجوه بازار پول، هیچ خطری برای عدم پرداخت این فلزات گرانبها وجود ندارد.

برچسب های :

نظرات و تجربیات شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظرتان را بیان کنید